اعتقادی اخلاقی/ حجاب حق زن است !

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اسلام می گوبد : حجاب قبل از اینکه تکلیف زن باشد حقّ زن است من کالای جنسی نیستم، هر کس حق ندارد مرا مصرف کند ! هر کس حق ندارد به بدن من نگاه کند !!

ای تابعین شیاطین خیال شوم استفاده از من را از اندیشه کثیفتان بیرون کنید ..من کرامت و شرافت دارم و زنانگیم مخصوص همسرم است .
خواهران من چرا بله قربان گوی شیطان می شوید ؟ بله قربان را به خدا بگوییم!


مجموعه حریم کامل شده(سخنرانی استاد مخملباف پبرامون حجاب)

بسم الله الرحمن الرحیم
 مجموعه «حریم» شامل سخنرانی های استاد مرتضی مخملباف است که در موسسه میقات القرآن ایراد شده و گروه علمی فرهنگی آشنا گزیده ای از این سخنرانی ها را در قالب این مجموعه آماده ی دانلود نموده است

قسمت1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18.
19و20

جهت مشاهده فایل های تصویری گروه آشنا کلیک کنید

حریم(2)،برخی از عوامل بدحجابی(1)

بسم الله الرحمن الرحیم

ویدیوی سخنرانی استاد مخملباف در باره ی برخی از عوامل بدحجابی
که بانوان را به تفکر وا میدارد
دانلود

نشریه های پیرامون حجاب گروه آشنا

بسم الله الرحمن الرّحیم

نشریات حجاب و پوشش و روابط با نامحرم از دیدگاه اسلام

گروه علمی فرهنگی آشنا در این پست مجموعه وِیژه نامه  های پیرامون حجاب را جهت چاپ و تکثیر و مطالعه علاقه مندان و هیئت ها ، مجالس قرآن و .... به صورت یکجا تقدیم مینماید . امید است با چاپ و تکثیر این نشریات موجبات شادی امام زمان (عج) را فراهم آورید .( تغغیر لوگوی گروه آشنا و استفاده مجزا از مطالب نیز بدون ذکر منبع بلا مانع می باشد)

1) با حجاب و بدحجاب (عاقبت بی حجابی)                  صفحات 1و2 به صورت پی دی اف 

2) احکام مهم و مطالب دیگر                                       صفحه 1          صفحه2

3) خانوم ها بدانند                                                   صفحه 1          صفحه2

4) خودساختگی و اعتماد به نفس( در انتخاب پوشش)       صفحه 1           صفحه2

5) حجاب یادگار بهترین بانوی عالم( ارزش پوشش چادر)       صفحه 1          صفحه 2

6) چی شد چادری شدم (1) (خاطرات به یادماندنی)         صفحه 1            صفحه2

7) چی شد چادری شدم (2)                                                  دانلود (pdf)



حریم(1)،ماهواره و آرایش

بسم الله الرحمن الرحیم
انیمیشن تأثیرات تبلیغات ماهواره و عاقبت آن
دانلود

حریم(ماهواره)

بسم الله الرحمن الرحیم

ویدیوی سخنرانی استاد مخملباف در مورد تاثیرات ماهواره آماده دانلود شد

دانلود

اخلاق/ چرا حجاب ؟

حجاب حفاظت است.

شما کفش هم که می‌پوشی بالاخره پایت گیر می‌کند.

آدم پابرهنه برود راحت‌تر است. بله! راحت‌تر است.

اما تیغ در پایت می‌رود.

کفش یک، بار است. اما این بار را باید کشید.

چون که هم بار هست. هم حفاظت هست.

کفش بار است اما حفاظت است.

لباس بار است اما کرامت است.

==========================
(حاج آقا قرائتی)

اخلاقی و احکام/ چرا چادر میپوشم

چادر یعنی من زنم ، به من احترام بزار …!

چادر یعنی به راحتی نمیتونی منو به دست بیاری …!

چادر یعنی به طرز فکرم اهمیت بده نه به اندامم…!

چادر یعنی من فقط برای یک نفرم …!

چادر یعنی هیچ وقت اجازه نمیدم مرز بین ما شکسته بشه…!

چادر یعنی زیبایی هایم حراج نیست ...!

چادر یعنی امام زمان هنوز کسایی هستن که منتظرت موندن…!

اخلاق/حجاب/چرا شما چادر نمی پوشید ؟!

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خاطره ارسالی از خانوم زینب توسّط ایمیل

بخوانید و دقّت کنید این خانوم در رابطه با چادر چه میگوید؟!


سلام وبلاگ رو که خوندم وسوسه ام کرد منم خاطره ی چادری شدنم رو براتون بفرستم

درست یادمه 4سالم بود که با مامانم توی اتوبوس نشسته بودیم و به خونه می رفتیم وقتی دیدم همه ی خانوما چادر سرشونه احساس کمبود شدیدی بهم دست داد  همین بود که به مامانم گفتم منم چادر میخوام مامانم گفتن: نه مامان تو خیلی کوچیکی نمیتونی چادر نگه داری بزرگتر شدی واست می دوزم ولی من اصلا گوشم بدهکار نبود تا خونه رسیدیم مثل بچه هایی که شکلات یا بستنی میبینن توی خیابون چادر مامانشون رو میگیرن می کشن  وهی به مامانشون میگن واسم بخر بخر و گریه می کنن منم همین برنامه رو تاخونه پیاده کردم البته در مورد چادر! اینقدر گریه کردم که حد نداشت.

وقتی رسیدیم خونه بابام که منو با اون ریخت و قیافه دید پرسید چی شده و مامانم قضیه رو واسش تعریف کرد بابام هم گفتن خوب براش یه چادر بدوز خلاصه با پادرمیونی بابا مامان قبول کرد که برام چادر بدوزه البته با یک تبصره که چادر مشکی نمیدوزم چادر نماز می دوزم 

از اون روز من  اون چادر گل گلی رو از خودم دور نمیکردم وقتی چادرکشدار گل گلیمو سر میکردم دقیقا میشدم عین نه نه نقلی و همین قیافه ی بانمک باعث می شد بقیه ذوقم رو بکنن و من برای پوشیدن چادر بیشتر تشویق می شدم دیگه از اول دبستان رسما با پوشیدن چادر مشکی شدم یه دختر چادری .

یادم نمیره کوله پشتی می انداختم و چادرم رو می کردم سرم. پنجم ابتدایی که بودم یه بار توی مدرسه وقتی با بچه ها توی حیاط در حال بازی بودیم توی  برف  و گل خوردم زمین چادرم اینقدر گلی شد ه بود که اصلا نمیشد بهش نگاه کرد مدیر و معلمای مدرسه هر کاری کردن حاضر نشدم بدون چادر سوار سرویس بشم  آخرش زنگ زدن مامانم اومد دنبالم تا با تاکسی تلفنی دختر لجبازشو تادم در خونه برسونه

همون روزها بود که داداشم تازه زبون باز کرده بود یه روز که رفتیم دم دانشگاه مامانم اینا. چند تا خانوم مانتویی نسبتا شل حجاب از جلوی ماشین رد شدن داداشم به مامانم گفت: مامان خانوما که چادر ندالن خنده دالن کلی خندیدیم برادرم همه ی خانومایی که دوروبرش میدید چادری بودن حتی خواهرای خودش که کم سن تر از اون خانوما بودن، طبیعی بود واسش خانومای مانتویی عجیب باشن

من فکر میکنم خانواده ها باید اول ارزشها رو تو خونواده ی خودشون نهادینه کنن و بعد از بچه هاشون انتظار داشته باشن بچه های متدینی باشن تو خونه ای که همه از تیپ و قیافه ی دخترای مردم تعریف میکنن یا ماهواره میبینن یا با آدمایی رفت و آمد دارن که ظاهر موجهی ندارن چطور میشه انتظار داشت بچه ها مذهبی بار بیان

ادامه نوشته

دلت پاک باشد

بسم الله الرّحمن الرّحیم

دلت پاک باشه...

حجاب ، سپری مقاوم درمقابل بسیاری از مفاسد جامعه است. حتما خیلی این جمله یا امثال این رو شنیدین که حجاب محدودیت نیست ، بلکه مصونیت است. به نظر شما اینطور نیست؟ آیا جز حقیقت است؟
روزگاریست همه عرض بدن میخواهند *همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند
دیو هستند ولی مثل پری میپوشند* گرگ‌هایی كه لباس پدری میپوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر می‌سنجند *عشق‌ها را همه با دور كمر می‌سنجند
خب، طبیعی است كه یك روزه به پایان برسند* عشق‌هایی كه سر پیچ خیابان برسند

بعد می گویند : بی حجابی بی دینی نیست، دلت پاک باشد!!

قلبی که بجای اطاعت از فرمان خدا در برابر هوای نفس سر فرود آورده

است،از چه چیزی پاک است.. !

از گناه یا از اطاعت؟!

اخلاقی /توجیهی باطل برای بی حجابی

آقای محترمی به دختر خانوم بی حجاب گفت : چرا موهاتو گذاشتی بیرون و خودنمایی میکنی ؟! دختر گفت : میخوام برای دیگران جذابیت داشته باشم تا..شاید یه شوهر برام پیدا بشه

آقا گفت : "شوهری که با چند تا تار مو پیدا بشه ، شک نکن که با رژ لب یه نفر دیگه هم از پیش تو میره .." مدرکشم:دادگاههای خانواده

اخلاق/چی شد چادری شدم! /داستانی واقعی از دختری که پرده های جهل را کنار زد

بسم الله الرّحمن الرّحیم

دو خاطره از کسانی که چادری شدند...

خدا منتظرمه...

     سلام. فاطمه هستم(شراره سابق) اهل مشهد بی حجاب بودم در حد تیم ملّی، اهل موسیقی و ... البته خونوادم هم توجهی به دین ندارند و مقید نیستند.

     یک روز یکی از دوستان هم دانشگاهیم اومد پیشم و گفت فردا شب خونمون هیئته میای؟ گفتم نه همچین دعوتم کردی فکر کردم پارت...! گفت: آدرسو اس ام اس می کنم اگر خواستی بیا. نمیدونم چی شد شب هوس هیئت رفتن زد به سرم. تو هیئت زیارت عاشورا خواندند و نوبت به سخنرانی رسید می خواستم برم(چون از شیخا خوشم نمیومد) دوستم گفت: چند دقیقه بشین بعد برو. گفتم باشه ولی نمیدونم چی شد که 40 دقیقه نشستم و گریه کردم و دوست نداشتم برم. عجب سخنرانی و عجب شیخی. تا حالا کسی اینقدر روم تاثیر نگذاشته بود حجه الاسلام سنجرانی یکی از سخنران های خوب مشهد بود بعدا که از دوستم پرسیدم چون برادر ایشون از دوستان حاج آقا بودند گفت سخنرانی ها و مناجات های ایشون خیلی تاثیر گذاره. احادیث عجیبی درباره توبه و بازگشت گفتند. هنوز جملاتش یادمه خدا می فرماید: اگر بندگان گنهکارم بدانند که چقدر مشتاق و منتظر برگشتشان هستم از شوق میمیرند.

 خدا منتظرمه ...

     هر چی میگفتن گویا شرح حال من آلوده بود و هم از زشتی گناهان ما می گفتند و باز از رحمت خدا . سخنرانی حاج آقا تموم شد می خواستم برم پیش ایشون و سوال کنم که چی کار باید بکنم ولی خجالت کشیدم. رفتم خونه تو حال خودم بودم. رفتم توی اتاقم و تا چشمم به عکس های خواننده ها افتاد همشون رو پاره کردم بعد سی دی های مبتذل رو خش خشی کردم و ... خلاصه اون شب گذشت ولی خیلی حال و هوای عجیبی داشتم یادم نمیره که با گریه خوابیدم. از همون موقع دیگه موسیقی گوش نکردم فرداش شروع کردم به نماز خوندن، دلم می خواست چادر سرم کنم ولی برای چادر خیلی میترسیدم که نتونم در برابر حرف های خانواده و دوستانم بایستم در نهایت دانشگاه که رفتم به یکی از بچه هایی که اهل حجاب بود قضیه رو گفتم که خدا خیرش بده با کمال خوشرویی و مهربانی منو دلداری داد و گفت: امتحان های سخت خدا مدرکش خیلی معتبره پس مقاومت کن و با یک اراده آهنین حجابت رو شروع کن.

     یک هفته طول کشید تو اون یک هفته مانتویی بودم ولی چه مانتویی! رنج می کشیدم، بعد از یک هفته با همون دوست خوبم چادر خریدم و سرم کردم. البته روز اول چادرم رو دم در خونه در آوردم ولی فرداش دیگه دلمو زدم به دریا و رفتم خونه.

     اولین روزی که از دانشگاه با چادر رفتم خونه جالب بود. مادرم گفت: چیه قراره جایی استخدام بشی که چادر سرت کردی؟ گفتم نه می خوام همیشه چادر سرم کنم که فکر کرد شوخی می کنم و تحویل نگرفت. ولی بعد از مدتی که همه فهمیدند من عوض شدم، هر چی مخالفت کردند فایده ای نداشت مقنعه چانه دار و الان هم که...

     دانشگاهم که همه تعجب کرده بودند حتی بعضی از اساتید هم متاسفانه کنایه گفتند. مجبور شدم با بعضی از رفقا هم کمتر ارتباط داشته باشم تقریبا تنها شده بودم ولی دو تا دوست خوب برام مونده بود یکی همون کسی که رفتم خونشون هیئت که ایشون هماز تحول من متحول شده بود (البته دختر خوبی بود ولی گهگاهی کارهایی ازش سر می زد که خوب نبود مثلا بلند بلند خندیدن یا موسیقی یا همین سبکبازیها ولی بعد از داستان من او هم کاملا عوض شد) و دیگری همون دوستم که گفتم منو تشویق کرد برای چادر. حدودا یازده ماهه که چادریم به نظرم مهمتر از هر چیزی اینه که اول نگاه آدم عوض بشه نه لباس. من عمری بدون چادر بودم و هیچ نگرانی و خجالتی هم نداشتم ولی چون فکر و نگاهم عوض شد و با خدا آشتی کردم حتی اون چند روزی که توبه کرده بودم ولی بدون چادر بودم از خودم بدم میومد و رنج می کشیدم. چادر بهترین حریمه برای زن پاک و عفیف. سعی می کنم جلساتی که سخنرانان خوب داره برم و استفاده کنم ... الان تازه فهمیدم که چه خبره. الان هم حجابم بهترین پوشش عالم یعنی چادر مشکی است و... الان با عنایت خدا به چادری بودنم افتخار می کنم. الان هم همه با تمام قوا مخالف چادر پوشیدنم هستند و انصافا من مایه آبرو ریزیشونم ولی کیف می کنم از این جور آبروریزیها! جمله ای که زیاد گفتم به مخالفان و باز هم می گویم: اگر هزار بار مرا با شکنجه بِکُشند که قدری چادرم را شُلتر بگیرم (وای به حالی که بگن بی چادر باش) میمیرم و تن به این ذلّت نمی دهم. تو اینترنت میگشتم تا دوستان خوبی پیدا کنم یکی دنبال طلبه ها که واقعا تاثیر گذارند و دین رو به ما یاد میدن. و دوم چادری ها و کسانی که درباره حجاب می نویسند و سوم هم کسانی که درباره شهدا مینویسند. تو یکی از این وبلاگها که یادم نیست با وبلاگ شما آشنا شدم. از همه عزیزان التماس دعا دارم./ ارسال از خانم فاطمه از مشهد مقدّس به وبلاگ من و چادرم/

اخلاق/تبرّج و خودنمایی ،تمدّن یا جاهلیّت

بسم الله الرّحمن الرّحیم

بی حجابی تمدن است!!!؟

گاهی وقت ها بدحجابی و بی حجابی را تمدّن می دانند و پوشش را احمقانه قلمداد می کنند ..قرآن می گوید و لا تبرّجن تبرّج الجاهلیّه الاولی ( مانند زنان دوران جاهلیّت پیشین ، که برای خودنمایی با زینت آرایش و بدون پوشش ظاهر می شدند ظاهر نشوید )، تبرّج از برج می آید ، تبرّج یعنی اینکه ای زن وقتی از خانه بیرون می آیی خودت را بُرج نکن (پوشش کرامت انسان است) ،کسی که خودش را آرایش می کند و به خیابان می آید یعنی ای مردم من حراج شده ام !!

اسلام می گوید خانوم تو حراج نیستی ، خداوند به زنان پیامبر(ص) می گوید از خانه بیرون نیائید ، آن بیرون آمدنی که خودتان را بُرج می کنید ، و در معرض دید نا محرمان قرار می دهید ، چون که قرآن می گوید فیطمع الّذی فی قلبه مرض (یعنی بیماردلان در شما طمع می کنند ) ، خودت را برج کردی و به حراج گذاشتی ، آنگاه هرزه ها همراه تو راه می افتند ...آیا این (بی حجابی و خودنمایی برای نا محرمان )کمال است ؟!

اگر ما یک ظرف شیرینی را که پارچه ای روی آن است ، آن پارچه را برداریم ،و مگس ها دور این شیرینی جمع بشوند ،آیا این برداشتن پارچه و جمع شدن مگس ها به دور شیرینی ،ارزشی برای شیرینی به حساب می آید؟! یا شیرینی را آلوده می کند ؟

بعد در ادامه قرآن می گوید و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الولی ، یعنی خانوم عزیز فکر نکن این بی حجابی و خودآرایی برای نا محرمان و خودنمایی تمدّن است ،چون در زمان جاهلیّت زنان دقیقاً همین کار را می کردند . پس شخصی که تبرّج و خودنمایی می کند شخص مرتجع است ، نه متمدّن ،  اگر برهنگی تمدّن باشد حیوانات ازهمه متمدّن ترند ..

اخلاق / ساق دست و تحریک نا محرم

بسم الله الرّحمن الرّحیم
 
تحریک مردان چرا و به چه دلیل ؟!  چه سرنوشتی در انتظار این افراد است ؟!

فضیل بن یسار می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: آیا ساق دست های زن از زینت است، زینتی که خداوند فرموده است: باید زن ها آن ها را آشکار نکنند ...؟ امام صادق (ع) فرمود: ((آری (ساق دست زن باید پوشیده باشد) و نیز آنچه روسری آن را می پوشاند (مثل گردن و بالاتر از جای دستبند (مانند ساق و آرنج و بازوها)) نیزاززینت محسوب می شود (که باید پوشیده شود)/
وسائل الشیعه ،ج 14 ، ص 145                                                                                                                                            

* این حدیث به بخشی از واقعیّت تلخ جامعه امروز ایران اشاره می کند، زنانی که به نام پوشش ،مانتوهای آستین کوتاه میپوشند، و میانه روسری های خود را باز می گذارند تا گردن و یا سینه هایشان نمایان شود، و دانسته یا ندانسته آرامش روحی و جنسی جامعه را بر هم می زنند، آیا به این فکر نمی کنند که با این خودنمائی، هر روز چه تعداد از مردان متاهّل را ناخواسته نسبت به زنانشان دلسرد می کنند؟! و  روزانه دل چند صد نفر از پسران مجرّدی که فعلاً توان ازدواج ندارند را می سوزانند و ایشان را همانند شمع آب می کنند و آنان را به دام چه گناهان خطرناکی می اندازند؟ و در مرحله بعد آیا فکر نمی کنند که چه جوابی در شب اوّل قبرشان به خاطر این نا فرمانی ها در برابر خداوند دارند؟! چگونه عذاب خدا را تحمل خواهند کرد ؟


خوب است این افراد ا ندکی در این آیه توجّه نمایند و همین ساعت به فکر توبه باشند که خداوند توبه پذیر است:

و امّا الّذین فسقوا فماوهم النّار کلّما ارادوا ان یخرجوا منها اعیدوا فیها و قیل لهم ذوقوا عذاب النّار الّذی کنتم به تکذّبون /سوره مبارکه سجده آیه 20/

ترجمه : و امّا کسانی که فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند ) جایگاه همیشگی آنان آتش است هر زمان بخواهند از آن خارج شوند آن ها را به آن باز می گردانند و به آنان گفته می شود بچشید عذاب آتشی را که انکار می کردید.


اخلاق/آیا دل پاک برای سعادت بشر کافی است ؟

بسم الله الرّحمن الرّحیم

برخی اوقات به بعضی می گوئیم: این عمل شما (مثلاً بی حجابی یا غیبت و ..)گناه است در جواب می گویند: دلت پاک باشد! آیا داشتن دل پاک کافی است ؟!

گناهکاران به جای اینکه کمی به خود زحمت بدهند و به اصلاح خویش بپردازند راه ساده تری را انتخاب می کنند به کمک شیطان جمله ای عوام فریب می سازند تا میدان عذر آوردن برایشان وسعت یابد و به کار زشت خود ادامه دهند ،سری به آیات پر نور قرآن کریم می زنیم تا ببینیم از نظر خداوند آیا صرف اینکه شخصی دلش پاک باشد (البتّه این یک ادّعاست ) کافی است یا خیر ؟ سوره مُلک آیه دوّم می خوانیم  {معنی}:همان (خدایی ) که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان به عمل نیکوتر است ...

پس خداوند مرگ و زندگانی را آفرید تا ما را بیازماید که کدام یک از ما در عمل نیکوتریم نه اینکه کدامیک ادّعای دل پاک داریم امّا در عمل پیرو شیطان هستیم !یا در جاهای بسیار دیگر می خوانیم وعده بهشت تنها از آن کسانی است که این جایگاه را با ایمان و عمل صالح خود کسب کرده اند (سوره اعراف آیه 42) پس معلوم شد آنچه قدر و منزلت یک انسان را نزد خداوند مشخّص می کند ایمان (دل پاک واقعی ) به همراه عمل صالح است ،نه ادّعای دل پاک و عملکردی خلاف دستورات خدا و پیامبرش ،اگر اندکی تامّل کنیم شبیه این آیات در قرآن و فرمایشات رسول خدا (ص)و ائمّه (علیهم السلام)به فراوانی دیده می شود و هر جا صحبت از ایمان شده، عمل صالح نیز در کنارش به کار رفته است ،خوب است در پایان این بحث اشاره ای به سخنان معصومین (علیهم السلام) کنیم . رسول خدا (ص) فرمودند : ایمان به ادّعا و آرزو نیست بلکه ایمان آن است که در دل خالص باشد و عمل آن را تصدیق و تایید کند /البحار الانوار،69/72/26/

رسول خدا (ص) : ایمان و عمل دو برادر بسته به یک ریسمانند،خداوند یکی را بدون دیگری نمی پذیرد /کنز العمّال /59/631/

امام علی (ع) فرمودند : اگر ایمان تنها گفتار بود ،روزه و نماز و حلال و حرام نازل نمی شد ./بحار /69/19/2/