بسم الله الرّحمن الرّحیم

معمولا همه مردان، آفرینش و شخصیتی قدرتمند و قوی دارند... و خانم ها یک شخصیت حساس و لطیف دارند... این دو شخصیت در کنار هم تکمیل می شوند... اگر خانمی در زندگیه مردی وجود نداشته باشد ممکن است آن شخصیت قدرتمند بیش از اندازه خشن شود و یک موجود غیر قابل تحمل و حتی منفی را حاصل کند... در نتیجه خانم ها نقش پزشکی را دارا هستند که در کنار مرد هم او را تکمیل می کنند و هم خودشان کامل می شوند.
خانم هایی که در زندگیه یک مرد نقش بسیار مهمی را دارا هستند عبارتند از: مادر – خواهر – همسر – دختر
اول در مورد مادر باید گفت که او چنان فرزندش را تحت تاثیر و کنترل خود دارد که فرزند موفقیت یا عدم موفقیت خود را بسیار مدیون اوست... مثلا حتی اگر یک راننده کامیون که خیلی قوی است و مرد جاده و کویر است را در نظر بگیرید که ابهت خاصی در او وجود دارد، شخصیت او طوری است که حتی نزدیک ترین دوستانش هم شاید جرات نکنند با او شوخی کنند... همین شخص ممکن است وقتی پیش مادرش رود یک شخصیت بچه گانه گیرد یا حتی خودش را لوس کند... یا با دخترش به گونه ای کودکانه بازی کند که گویی از دخترش هم کوچکتر است...
حال بررسی اصلیه ما در مورد همسر یک مرد است... از قدیم بسیار شنیده شده که می گفتند: فلان مرد چه قدر نسبت به سن اش جوان مانده... و فوری کسی می گفته " حتما زنش خوب بوده"...
بله زن می تواند چون پزشکی همسرش را پر انرژی و پر امید و با روحیه بسیار بالا نگه دارد و از طرفی هم می تواند مانند پزشکی که داروی نامناسب تجویز می کند، همسرش را پیر و خسته و فرتوت و نامید کند...
مثلا در نظر بگیرید که مردی وارد خانه شده و می گوید که فلان مشکل سر کار پیش آمده یا فلان قدر ضرر کردم و...
زنی که یک پزشک مداواگر است می گوید: عیبی نداره... خودتو ناراحت نکن... دنیا ارزش ندره... خداروشکر خودت سلامتی... حالا دوباره تلاش می کنی درست می شه... چیزی نشده که خودتو ناراحت می کنه...حتما حکمتی داشته... حتما خیری توش بوده... اصلا دیگه فکرشو نکن... و ذهن او را به سوی خوبی ها و امتیازها جلب می کند...
اما زنی که پزشکی اش را فراموش کرده می گوید: دیدی گفتم آخرش اینجوری می شه... صد دفعه کنم فلان کارو نکن... تقصیر خودته که اصلا به حرف گوش نمی دی... همیشه می خوای کله شق بازی در بیاری... از اولش هم معلوم بود که... دیدی آخرش همه زحمتامون رو به باد دادی... انگار تا همه زندگی رو آتیش نزنی خیالت راحت نمی شه... همیشه همین طوری خرابکاری می کنی...
یا مثلا اگر حقوق یه آقایی کم باشه خانمش دو راه رو می تونه پیش بگیره:
اول اینکه بگوید: عیبی نداره حالا یه مقدار بیشتر قناعت می کنیم... کمتر لباس و غذاهای گرون می خریم... کمتر خرج می کنیم... مهم اینه که در کنار هم خوشبختیم...
دوم اینکه: شوهر رو تو فشار میذاره که مثلا برو مثل شوهر خواهرم وام بگیر... برو فلان ماشین رو بخر... من فلان لباسو می خوام... من فلان مبل و می خوام... من فلان یخچالو می خوام... وشوهرش رو اونقدر تو فشار میذاره که تا خرخره میره زیر بار قرض و قسط و وام... کلی پیر میشه و یا حتی ممکنه اون شوهر به گناه بیافته و نون حروم بیاره سر سفره زنو بچه اش و...
یا مثلا تو زمینه رعایت کردن محرم و نامحرم:
خانمی می بینه که همسرش تو رفت و آمدهای خانوادگی یه سری حدود رو بین محرم و نامحرم رعایت نمی کنه... خوب چیکار باید کنه... باید خیلی جدی به همسرش تذکر بده و اون رو به راه بیاره... نه اینکه اصلا حساسیت نداشته باشه و براش مهم نباشه چون آتیشه این رفتارهای نامناسب دیر یا زود زندگی اش را خواهد گرفت... خوب حالا که این آتیشه به وجود اومده اونقدر کوچیکه که میشه با یه لیوان آب خاموشش کرد باید توسط خانم خاموش بشه وگرنه خاموش کردن یه جنگلی که آتیش گرفته خیلی خیلی سخت میشه...
...
حالا یه مقدار فاصله بگیریم و وارد فضای دیگری شویم که تو اون خانم ها به جای اینکه ازدواج کنند و برای همسرشون و فرزندانشون نقشه پزشکی رو داشته باشند که یک خانواده سلامت تحویل جامعه میده که کلی از مشکلات و کمبودهای خانواده های دیگران رو هم برطرف کنند... این خانم ها ازدواج نمی کنند و با پوشش های بسیار زننده وارد خیابان ها و... می شوند و از اون زیبایی های خودشون در جهت سرد کردن زندگیه دیگران و آلوده کردن جامعه به گناه استفاده می کنند... در واقع نکته اینجاست که زیبایی های خانمی که باید در جهت سیراب کردن نیازهای عاطفی و روحیه یک خانواده استفاده می شد... حالا این زیبایی ها در جهت گناه استفاده می شود و همون باران با طراوتی که اگر در گلستان می بارید گل های زیبا را به ارمغان می آورد در کویری بارید که خارها رشد کردند...
به هر حال وقتی این خانم زندگیه دیگران را سرد می کند این سرماها همه جمع شده و زندگیه خودش را سرد می کند و یک زندگی پر استرس و پر از فکر و خیال و بدبختی و مشکلات بسیار دیگر برای او حاصل خواهد کرد...
وقتی یک یا چند خانم در محیط کار با یک مرد مجرد بسیار راحت و بدون حریم می گویند و می خندند... نتیجه این می شود که آن آقا از لحاض عاطفی احساس اشباع شدگی برایش پیش خواهد آمد و در نتیجه خیلی راحت به زندگی مجردی خود ادامه می دهد و با خودش می گوید چرا ازدواج کنم و مسئولیتی برای خود به وجود آورم و یک شخص مجرد مسئولیت گریز هرزه باقی می ماند و آن خانم به دختری که باید این پسر با او ازدواج می کرد خیانت کرده... به خانواده آن دختر خیانت کرده... به همین مرد مجرد خیانت کرده... به جامعه ای خیانت کرده... در آخر سردی این گناه وارد زندگیه خودش و همسرش می شود و به کل زندگی خوش هم خیانت کرده...
حالا اگر اون مرد متاهل باشه که باز میره خونه و در زندگیش و همسرش دچار مشکل می شه و بچه ها در یک خانواده پر از دعوا و تنش بزرگ می شوند و اون بچه از لحاض اخلاقی ممکنه مشکلات و سرخوردگی های فراوان پیدا کنه...
پس وقتی که احادیثی داریم که مجازات های سنگینی را در انتظار گناهانی قرار می دهد دلیل دارد و عمق تاثیر گناه است که این عذاب ها را سنگین می کند:
حضرت محمدصلّی الله علیه و آله و سلّم: کسي که با زن نامحرمي شوخي کند، در مقابل هر کلمه اي که در دنيا به او گفته است، هزار سال حبس ميشود.( در صورتيکه که توبه نکرده باشد ) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 607
مولا علی علیه السّلام: اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختي خواهد شد، و دلها را منحرف ميسازد .بحارالانوار جلد 74 صفحه 291
حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم: کسي که با زن نامحرمي دست بدهد، در روز قيامت در حالي مي آيد که دستهايش به گردنش بسته شده است. آن گاه دستور مي رسد او را به جهنم ببريد. ( در صورتيکه که توبه نکرده باشد) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 607