اسراف کار دعایش برآورده نمی شود
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اسراف کار دعایش برآورده نمی شود

پيامبر «ص»- به روايت امام صادق «ع»: ... گروههايى از امّت من دعايشان مستجاب نمىشود ... و مردى كه خدا مال فراوانى روزى او سازد، و او آن مال را خرج (و ولخرجى) كند، سپس رو به دعا آورد و بگويد: پروردگارا به من روزى بده! خداوند بزرگ به چنين كسى مىگويد: «مگر به تو روزيى گسترده ندادم، چرا- چنان كه به تو امر كرده بودم- ميانهروى نكردى و به اسراف پرداختى، در صورتى كه من تو را از اسراف نيز نهى كرده بودم؟». الحياة / ترجمه احمد آرام، ج4، ص: 305
* اين تعليم نبوى دليل بر آن است كه هر كس كه خدا روزيىگسترده به او داد، حق ندارد آن را هر گونه دلش خواست به مصرف برساند، زيرا اين كار با قانونمندى جهان و توازن روزيها و ارزاق در تضادّ است؛ پس بر توانگر نيز لازم است كه ميانهروى اختيار كند. و چون ميانهروى كند رزق او افزون مىشود، و هم مىتواند افزونى را به ديگران ببخشد و آنان را بهرهمند سازد. و فضيلت واسطه شدن در رساندن خير به ديگران- كه چنين وسعتى در زندگى نداشتهاند- از آن او خواهد بود. پس اسلام به هيچ روى روا نمىدارد كه آنان كه از امكانات وسيعى برخوردارند، به هر گونه كه دلشان خواست مصرف كنند، در صورتى كه در كنار ايشان شكمهايى گرسنه و جگرهايى سوخته وجود داشته باشد؛ نه، چنين چيزى از مسلمانى نيست.
در اين باره، تعليمى بزرگ، از امام علىّ بن الحسين سجّاد «ع»، در «صلوات شعبانيّه» رسيده است:«... و ارزقني مؤاساة من قتّرت عليه من رزقك، بما وسّعت عليّ من فضلك ... - به من توفيق ده، تا كسانى را كه روزى كمترى دادهاى، در آن بيشتر كه بهره من كردهاى، سهيم سازم و بهرى را به آنان دهم ...». پس كسى كه روزيى وسيع دارد، بايد نسبت به كسانى كه با تنگى و سختى رو به رو هستند، «مؤاسات» داشته باشد، يعنى بهرى و بخشى از مال و امكانات خود را به آنان ببخشد، كه خداوند متعال او را واسطه قرار داده است وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ- از آنچه خدا شما را در آن جانشين (ديگران) قرار داده است، انفاق كنيد).
اسلام اين است و برنامه درخشان آن اين؛ و اين سخن پيشواى معصوم آن است؛ و اين روح تعاليم اسلام است، چه قرآنى و چه حديثى: حديث نبوى، يا علوى، يا سجّادى، يا جعفرى، يا رضوى، يا از ديگر امامان. و بايد مسلمانان جز به اين منهاج روشن نروند- از هر كس و هر گونه- زيرا كه با هيچ روشى ديگر اين تعاليم درخشان و برنامههاى انسانى عملى نخواهد شد؛ و هيچ چيز ديگر نمايانگر دين حنيف خدا نمىتواند بود، و سبب پيشرفت اسلام و مسلمانان نخواهد گشت. الحياة / ترجمه احمد آرام، ج4، ص: 305و 306 و307
اسراف در لباس!!!
امام صادق «ع»: كمترين اسراف بر زمين ريختن زيادى آب ظرف است، و لباس نو را در جاى لباس كار پوشيدن، و به دور انداختن هسته خرما. الحياة / ترجمه احمد آرام، ج4، ص: 310
امام صادق «ع»: اسراف عبارت از آن است كه لباس نو (و آبرومندانه) را در جايى كه بايد لباس فرسوده (و لباس كار) پوشيد بپوشى. الحياة / ترجمه احمد آرام، ج4، ص: 310
امام صادق «ع»: در آنچه مايه اصلاح بدن (و تندرستى) شود اسراف نيست ... بلكه اسراف در چيزى است كه مال را تلف مىكند و به بدن آسيب مىرساند. الحياة / ترجمه احمد آرام، ج4، ص: 311
پس خریدن خوراکی های خوب که به سلامتی انسان کمک می کند اسراف نیست...
امام صادق «ع»: مسرف سه نشانه دارد: آنچه مال او نيست مىخرد، آنچه مال او نيست مىپوشد، و آنچه مال او نيست مىخورد ... الحياة / ترجمه احمد آرام، ج4، ص: 318
بنگريد! اين حديثها از تعاليم بزرگ و شگفت آور و خيرهكننده اسلام است در باره اقتصاد و معيشت و مالكيّت و تربيت، چرا؟ چون مال شخصى انسان را، همين كه از حدّ متوسّط مصرف تجاوز كند، مال انسان نمىشمارد، و حق تصرّف او را در مال خود روا نمىداند؛ مىبينيد كه پيامبر اكرم «ص» و امام علىّ بن ابى طالب «ع» و امام جعفر صادق «ع»، بصراحت در باره اسرافكننده مىگويند: «چيزى را مىخورد كه مال او نيست ... و چيزى را مىخرد كه مال او نيست (و حقّ تصرّف در آن ندارد) ...». پس مال انسان نبودن چيزى و حق استفاده نداشتن انسان از چيزى، اعم از آن است كه ملك او باشد يا نه. بنا بر اين، در نگرش اسلامى، اين امكان وجود دارد كه چيزى باشد كه براى مالك آن چيز استفاده كردن از آن روا نباشد، زيرا تا اين اندازه حقّ مصرف ندارد، با وجود اينكه مالك است. الحياة / ترجمه احمد آرام، ج4، ص: 318