خانواده بسته و خانواده باز!...
بسم الله الرّحمن الرّحیم

در میان عدّه ای این دو عبارت یعنی: "خانوادۀ باز" و "خانوادۀ بسته" مطرح شده است. آن ها معتقدند اگر خانواده ای در زمانی که دورهم جمع شدند و محرم و نامحرم با هم مخلوط شدند و حریم ها حفظ نشد و زنان و دختران با پوشش نامناسب رفت و آمد کردند، خانوادۀ بازی دارند و اگر خانواده ای، حدود و حریم ها را حفظ کردند، خانوادۀ بسته ای هستند!
این خانواده ها معنویات را کنار گذاشته اند و در واقع خود را از معنویات محروم کرده اند و این نیاز اصلی و اساسی خود را بدون جواب گذاشته اند و همۀ آن ها از لحاض روحی بیمار اند و کسانی که روح ودلِ آنها بیمار است چگونه می توانند شاد باشند!
تمام شادی این افراد این است که لباس بخرند و ماشین عوض کنند و دنبال مُد بروند و پز بدهند که ما فلانیم و ما بیساریم... این خانواده ها، گاهی در میهمانی های پرگناه چند ساعت دورِهم جمع می شوند که شاد باشند غافل از اینکه در حرامِ الهی، شادی به وجود نمی آید و تخم بسیاری از نفرت ها کاشته می شود و چه از هم پاشیدگی های خانوادگی که به وجود نمی آید!...
اگر به اطرافِ خود نگاه کنیم، خواهیم دید که بیشترین طلاق ها در همین " خانواده هایِ به اصطلاح باز " انجام می شود... خواهیم دید که بیشترین بی احترامی ها به بزرگترها و والدین در همین " خانواده های به اصطلاح باز " انجام می شود... بیشترین مشکلاتِ روحی و استرس ها در میانِ همین " خانواده های به اصطلاح باز " دیده می شود...
وقتی در خانواده ای معنویات از بین برود چه باقی می ماند...
این افراد به زور می خواهند بگویند که ما شاد هستیم... پس در ظاهر خود را خیلی شاد نشان می دهند... قاه قاه می خندند... و حتّی گاهی رفتارهایِ عجیب و غریب از خود نشان می دهند... امّا... امّا خودشان هم می دانند که چه غمِ عظیمی در دل دارند... بله غمِ دوری از خداوند... و چه چیزی جایگزینِ دوری از خداوند است؟...
خیلی عجیبه که خودِ این افراد هم که گاهی وقتی به مشکلات بر می خورند به معنویات، قرآن و دعاها و... روی می آورند و تاثیراتِ مثبت آن را در زندگی احساس می کنند امّا از فردا دوباره روز از نو و روزی از نو دوباره به خانۀ اوّل برمی گردند... واقعا خیلی عجیبه...